تبليغاتX
اخراجی های سمپاد - بهار بهار چه اسم آشنایی!

اخراجی های سمپاد

ما را به حال خویش گذاری وبگذرید

 

خوب دوباره سلام.منم دیدم دوباره یه بهار دیگه داره میاد.گفتم یه تبریکی گفته باشم.اما اگه دقت کنین بهارای ما باهم هیچ فرقی نداره.مخصوصا برای من که غمگینم.دیگه از اون سرخوشی وسرمستی خبری نیست.آخه میدونین:

          مستیم دردمنو دیگه دوانمیکنه                            غم بامن زاده شده منو رها نمیکنه

بگذریم.چقد چرت گفتم.سرتونو بدرد نیارم.واسه ((بهارتون)) یه شعر ازاستاد محمد علی بهمنی

تقدیمتون میکنم.امیدوارم سالی مثل هرسال نداشته باشین که دارین.((عیدتون))مبارک ومارو

حلال کنین.

              

 

((بهار...بهار))

بهار بهار
پرنده گفت یا گل گفت؟
خواب بودیم و هیچکی صدایی نشنفت

بهار بهار ...صدا همون صدا بود
صدای شاخه ها و ریشه ها بود
بهار بهار چه اسم آشنایی
صدات میاد اما خودت کجایی؟

وا بکنیم پنجره ها رو یا نه؟
تازه کنیم خاطره ها رو یا نه؟
 بهار اومد لباس نو تنم کرد
تازه تر از فصل شکفتنم کرد

بهار اومد با یه بغل جوونه
عیدو آوورد از تو کوچه تو خونه

بهار بهار یه مهمون قدیمی
یه آشنای ساده و صمیمی
یه آشنا که مثل قصه ها بود
خواب و خیال همه بچه ها بود

یادش بخیر بچه گیا جه خوب بود
حیف که هنوز صبح نشده غروب بود
آخ که چه زود قلک عیدیامون
وقتی شکست باهاش شکست دلامون

بهار اومد برفارو نقطه چین کرد
خنده به دلمردگی زمین کرد

چقدر دلم فصل بهارو دوست داشت
وا شدن پنجره ها رو دوست داشت

بهار اومد پنجره ها رو وا کرد
منو با حس دیگه آشنا کرد
یه حرف یه حرف، حرفای من کتاب شد
حیف که همه ش سووال بی جواب شد

دروغ نگم هنوز دلم جوون بود
که صب تا شب دنبال آب و نون بود

بهار اومد اما با دست خالی
به یه بغل شکوفه خیالی

بهار بهار گلخونه های بی گل
خاطره های مونده اون ور پل

بهار بهار یه غصه همیشه
منظره های مات پشت شیشه

بهار بهار حرفی برای گفتن
تو فصل بی حوصلگی شکفتن

بهار بهار پرنده گفت یا گل گفت
ما شنیدیم هر کسی خوابه نشنفت

                      

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت 12:37  توسط اخراجی ها  |