سلام من دیگه تو این وب فعالیت نمیکنم.ینی دوست ندارم.دست به یه کارجالب زدم.
لطفا به وبلاگ زیر یه سری بزنین ونظرتون رو بگین.
ما را به حال خویش گذاری وبگذرید
سلام من دیگه تو این وب فعالیت نمیکنم.ینی دوست ندارم.دست به یه کارجالب زدم.
لطفا به وبلاگ زیر یه سری بزنین ونظرتون رو بگین.
((فدریکو گارسیا لورکا))
در ساعت پنج عصر
درست ساعت پنج عصر بود
پسری پارچه سپید را آورد
در ساعت پنج عصر
سبدی آهک از پیش آماده
در ساعت پنج عصر
باقی همه مرگ بود و تنها مرگ
در ساعت پنج عصر
باد با خود برد تکه های پنبه را هرسوی
در ساعت پنج عصر
و زنگار، بذر نیکل و بذر بلور افشاند
در ساعت پنج عصر
اینک ستیز یوز و کبوتر
در ساعت پنج عصر
رانی با شاخی مصیبت بار
در ساعت پنج عصر
ناقوسهای دود و زرنیخ
در ساعت پنج عصر
کرنای سوگ و نوحه را آغاز کردند
در ساعت پنج عصر
در هر کنار کوچه دسته های خاموشی
در ساعت پنج عصر
و گاو نر تنها دل بر پای مانده
در ساعت پنج عصر
چون برف خوی کرد و عرق بر تن نشستش
در ساعت پنج عصر
چون ید فروپوشید یکسر سطح میدان را
در ساعت پنج عصر
مرگ در زخمهای گرم بیضه کرد
در ساعت پنج عصر
در ساعت پنج عصر
بی هیچ بیش و کم
در ساعت پنج عصر
تابوت چرخداریست در حکم بسترش
در ساعت پنج عصر
نی ها و استخوانها در گوشش می نوازند
در ساعت پنج عصر
تازه گاو نر بسویش نعره بر میداشت
در ساعت پنج عصر
که اتاق از احتزار مرگ چون رنگین کمانی بود
در ساعت پنج عصر
قانقرایا میرسید از دور
در ساعت پنج عصر
بوق زنبق در کشاله ی سبز ران
در ساعت پنج عصر
زخمها می سوخت چون خورشید
در ساعت پنج عصر
و در هم خرد کرد انبوهی مردم دریچه ها و درها را
در ساعت پنج عصر
در ساعت پنج عصر
آی چه موهش پنج عصری بود
ساعت پنج بود بر تمامی ساعتها
ساعت پنج بود در تاریکی شامگاه
خوب دوباره سلام.منم دیدم دوباره یه بهار دیگه داره میاد.گفتم یه تبریکی گفته باشم.اما اگه دقت کنین بهارای ما باهم هیچ فرقی نداره.مخصوصا برای من که غمگینم.دیگه از اون سرخوشی وسرمستی خبری نیست.آخه میدونین:
مستیم دردمنو دیگه دوانمیکنه غم بامن زاده شده منو رها نمیکنه
بگذریم.چقد چرت گفتم.سرتونو بدرد نیارم.واسه ((بهارتون)) یه شعر ازاستاد محمد علی بهمنی
تقدیمتون میکنم.امیدوارم سالی مثل هرسال نداشته باشین که دارین.((عیدتون))مبارک ومارو
حلال کنین.

((بهار...بهار))
بهار بهار
پرنده گفت یا گل گفت؟
خواب بودیم و هیچکی صدایی نشنفت
بهار بهار ...صدا همون صدا بود
صدای شاخه ها و ریشه ها بود
بهار بهار چه اسم آشنایی
صدات میاد اما خودت کجایی؟
وا بکنیم پنجره ها رو یا نه؟
تازه کنیم خاطره ها رو یا نه؟
بهار اومد لباس نو تنم کرد
تازه تر از فصل شکفتنم کرد
بهار اومد با یه بغل جوونه
عیدو آوورد از تو کوچه تو خونه
بهار بهار یه مهمون قدیمی
یه آشنای ساده و صمیمی
یه آشنا که مثل قصه ها بود
خواب و خیال همه بچه ها بود
یادش بخیر بچه گیا جه خوب بود
حیف که هنوز صبح نشده غروب بود
آخ که چه زود قلک عیدیامون
وقتی شکست باهاش شکست دلامون
بهار اومد برفارو نقطه چین کرد
خنده به دلمردگی زمین کرد
چقدر دلم فصل بهارو دوست داشت
وا شدن پنجره ها رو دوست داشت
بهار اومد پنجره ها رو وا کرد
منو با حس دیگه آشنا کرد
یه حرف یه حرف، حرفای من کتاب شد
حیف که همه ش سووال بی جواب شد
دروغ نگم هنوز دلم جوون بود
که صب تا شب دنبال آب و نون بود
بهار اومد اما با دست خالی
به یه بغل شکوفه خیالی
بهار بهار گلخونه های بی گل
خاطره های مونده اون ور پل
بهار بهار یه غصه همیشه
منظره های مات پشت شیشه
بهار بهار حرفی برای گفتن
تو فصل بی حوصلگی شکفتن
بهار بهار پرنده گفت یا گل گفت
ما شنیدیم هر کسی خوابه نشنفت
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
آنکه میگوید دوستت دارم
خنیاگر غمگینی است
کاوازش را از دست داده است
ای کاش عشق را زبان سخن بود
هزار کاکلی شاد در چشمان توست
هزار قناری خاموش در گلوی من
عشق را ای کاش زبان سخن بود
آنکه می گوید دوستت دارم
دل اندوهگین شبی است که مهتابش را میجوید
هزار آفتاب خندان درخرام توست
هزار ستاره گریان در تمنای من
عشق را ای کاش زبان سخن بود...

...
سلام.من دوباره برگشتم.پس ازتهمت هایی که درباب خودکشی ازاین حرفا زده شد بالاخره به این بحثا پایان دادم.باید بگم امثال ماها قدرت همچین کاربزرگیو نداریم.چون خودکشی جرات میخواد که ماها...
خوب سمپادیان جان!بگذریم الان که دارم این پستو می نویسم زدم به در بیخیالی و همه غم هارو فراموش کردم.دوتام فتوکاتور براتون اووردم که... باحاله ببینین دگه...
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

مهر رخشان نکــــوترین مهر است
شب یلـــــدا تــــولــد مهـر است
این همــــــایـون شب خیـــال انگیز
هست در آخـــرین شب پـــایـیـز
بیخ و بن در حماسه گسترده است
در نهـــــادش حماسه پروردست
لفظ یلـــــــدا اگر چـــه سریانیست
شب مهـــر آفــــرین ایرانیست ...
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
عمرتون صد شب یلدا
دلتون قد یه دریا
توی این شبای سرما
یادتون همیشه با ما
![]()

چقد سخته تو چشای کسی که تمام عشقتو ازت گرفته و به جاش یه زخم همیشگی رو به قلبت هدیه داده زل بزنی و به جای این که لبریز کینه و نفرت بشی حس کنی که هنوز دوسش داری
چه قد سخته دلت بخواد سرت رو باز به دیوار تکیه بدی که یه بار زیر اوار غرور ش همه ی وجود ت له شده
چقد سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچ چیز جز سلام نتوونی بهش بگی
چقد سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه ها تو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه که هنوزم دوسش داری
چقد سخته گل آرزوهاتو تو باغ دیگری ببینی وهزاربارتو خودت بشکنی واونوخ آروم زیر لب بگی:
گل من باغچه نو مبارک!

امدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟
بی وفا حلا که من افتاده ام از پا چرا؟
نوش دارویی و بعداز مرگ سهراب امدی
سنگ دل این زود تر می خواستی حالا چرا؟
عمر ما را مهلت امروز وفردای تو نیست
من که یک امروز مهمان تو ام فردا چرا؟
نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم
دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا؟
آسمان چون جمع مشتاقان پریشان میکند
درشگفتم من نمی پاشد زهم دنیا چرا؟
در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین
خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا؟
شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر
این سفر راه قیامت می روی تنها چرا؟؟
سلام.جاتون خالی امروز که 5شنبه و من دارم پست میذارم.سید اومده بود مدرسه وخلاصه جمع الواتا دوباره جمع شد.خلاصه همه بچه های اخراجی(بکس وبلاگ) دوره هم جمع شدیم وشروع کردیم به چرت وپرت گفتن.آخه میدونی با رفتن سید اتحاد ما بهم نمیخوره .چون سید هرهفته میاد مدرسه وبا بچه ها رامیفتیم تو مدرسه الوات بازی.راستشو بخواین جدا کردن ما به این راحتیا نیس چون به قول معروف ما سگیم.راستشو بخواین این پست رو به سفارش سید گذاشتم.چون بعضیا نظر داده بودن که چرا هیچ وخ ازخودتون عکس نمیذارین وهمش ازبقیه عکس میذارین. گفتم اینو بذارم تا بدونین نه بابا ما ازخودمونم مایه میذاریم فقط حیف که مجتبی نیس
.
1.سعید(سید خودمون دیگه)![]()
2.محمد(شوری جون)![]()
3.مسعود(داش مسود)![]()
4.احسان(خودم)![]()
5.محمد(داش حیدر تنومند)![]()
۶.مجتبی!(تعجب نکنین.جای مجتبی هیچ وخ خالی نیس)![]()
ما پس ازبالا اومدن ازگروه درعین شایستگی باختیم وحذف شدیم.البته این چیزی ازارزش ما کم نمیکنه![]()
.
ارزیابی دلایل باخت اخراجی ها(بوف)
:
1.نبودن مجتبی وحیدر(کاپیتانمون.آخه حیدر به هم مخصوصا من روحیه میداد.)که اگه بودن فک میکنم به این آسونیا نمی باختیم واحتمالا میبردیم.
2.ازدست رفتن روحیه طنزمن پس از دریافت گل اول.(منی که اینقد سگ بودم گلای تابلو میخوردم.)
3.حساب نبردن بچه ها ازمن(همشون میرفتن جلو وبرنمیگشتن دفاع.تازه پاس های اشتباه میدادن که روی گل اول %100تاثیر داشت.)
4.انگیزه نداشتن هیچکدوم ازبچه ها(اکثر روحیه شاخ بودن وکل انداختن نداشتن.)
ودلایل متعدد دیگر مثل:نداشتن ورزشگاه اختصاصی,مشکل داشتن کارت پایان خدمت بعضی بچه ها,عدم انجام مناسب بازی های دوستانه و...![]()
![]()
![]()
![]()
البته واسه مااین چیزا اهمیت نداره چون ما:
سرخوشان مست دل ازدست داده ایم ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
همراز عشق همنفس جام وباده ایم
این مسابقات باحضور 12 تیم درقالب 4 گروه آغاز به کار کرد.(اوه چی تریپ گزارشگری شد)
.تیم فوتبال nodet-gang با قدرت تمام دراین مسابقات شرکت کرد.(البته منظورم از قدرت زوره.چون ما اگه نتونیم ببریم میگریم داور و بازیکن وهمه رو میزنیم چون مااین تیمو بیشتر واسه اینکه همه رفیق بودیم زدیم.وگرنه بعضیامون رشتشون فوتبال نیست).حالا فک کنم بهتر باشه تیمو معرفی کنم:
1.احسان(ینی خودم)
:
پست:دروازه بان اول![]()
تخصص:گرفتن پنالتی وتک به تک ها![]()
خصوصیات:فریادهای خفن.روحیه بخشیدن به تیم.مسخره بازی دراووردن برای خندوندن تیم ودر اووردن حرص تیم مقابل.بافریادهای
.come on baby
2.مجید
:
پست:دروازه بان دوم![]()
تخصص:کار با پا![]()
خصوصیات:در یه کلام خیلی باحاله![]()
3. .کاپیتان حیدر
:
پست :دفاع حجومی![]()
تخصص:خرشوتی![]()
خصوصیات:هرکی ازش توپو بگیره کتکش میزنه.جیغ میزنه همه جفت میکنن
.
4.عابد
:
پست:دفاع چپ![]()
تخصص:خوب توپو پیش میبره![]()
خصوصیات:عین سگ میدوه.میره وبرمیگرده
.
5.مجتبی
:
پست:دفاع راست![]()
تخصص:گرفتن توپ ها به زور![]()
خصوصیات:همه ازش میترسن(هرکی بخواد دیریبش کنه باید با ذکر یا ابوالفضل بیاد جلو!!)![]()
6.ممَد
:
پست:دفاع راست![]()
تخصص:دریب کم میخوره.خوبم دیریب میکنه![]()
خصوصیات:بدون ترس میپره جلوی توپ![]()
7.عارف
:
پست:فوروارد![]()
تخصص:خوب پاس هایی میده![]()
خصوصیات:چون ریزه میزس ازبین همه میتونه رد شه(اما ازقدیم گفتن فلفل نبین چه ریزه.بشکن ببین بامش بیشتر!!)![]()
8.کمال
:
پست:فوروارد![]()
تخصص:ضربات دقیقی داره![]()
خصوصیات:اینم تقریبا ریزه میزس ولایی های باحالی میزنه![]()
خوب حالا اینم ترکیب![]()
نکته:درصورت لزوم حیدروعابد با ممدومجتبی عوض میشن.
![]()
نتایج عملکرد تیم به زودی به سمع ونظر شما خواهد رسید.اما نظرارو فقط تواین پست بدین![]()
![]()
سلام به همه.میدونم خیلی دوراز میادین بودم اما چه کنم زندگی و مشکلاتشو زن و بچه ونوه ونتیجه و...
اما دیگه ازاین به بعد با آپای باحال درخدمتتون هستیم.راستی ماکه ۲۰بارگفتیم نیشابوری هستیم بازم میپورسین؟مانیشابوری هستیم.(کشتین منو)
وامادرمورد سیدم چی بگم.اینا از سال اول دبیرستان قصدازبین بردن مثلث قدرتمند شوم رو داشتن که تاحدودی هم موفق شدن اما نه بطور کامل.سال اول علی رفتش (اولین ضلع ما وسگ ترین ضلع ما).وسال دومم که سید(غول ما)که بخاطر یه دلیل الکی ازاین مدرسه رفت که حالا بماند.اما هنوز موفق به متلاشی کردن کامل مثلث شوم نشدن.چون ضلع اصلیش ینی من هنوز هستم.البته طوری شده که علی اومده نیشابور ومدرسش دیوار به دیوار مدرسه ماس واکثر اوقات ازروی دیوار میاد (مخصوصا زنگای ورزش)وهمو میبینیم.
واما بشنوید ازکلاس تجربی های ما:
ما همه کلاسامون با ریاضیا یکیه به جز زیست و ریاضی وزمین.میدونین چرا؟چون کل تجربی های سال سوم 5 نفر هستن.که عبارتند از:نه بی خیال خودتون توعکس ببینین.
اما جالبه که بااین وجود بازم اون دیروز برای چندمین باراومدن تذکر دادن.آخه داشتم گل سنگم رو میخوندم که یهوعموناظم اومد وگفت نخون.آخه کار هرروزمونه چه توکلاس ریاضی چه توکلاس تجربی.آهنگ های بندری وسنتی وداش داش وازاین حرفا گرفته تا... رپ وراک وخلاصه همه چی میخونم وبقیه هم همراهی میکنین.اون روز یه دوتا کلاس 30 نفره کنار کلاس ما بود اما فقط ازکلاس ما صدا درمیومد:دل من شکسته طاقت نداره والا...
واما بشنوید ازانتخابات.متاسفانه امسال تا دیدن ما اراذل میخوایم شرکت کنیم شرط معدل گذاشتن که مال من نرسید.اما مجتبی که معدلش رسید توانتخابات شرکت کردو... وللش بهتره خودتون ببینین.(البته حیدر هم به عنوان ایجنت مجتبی فعالیت میکنه).
خوب بازهم حماسه خداحافظی فرا رسیبد.ازیکان یکان شما سمپادیان جان تشکر فراوان دارم که حوصله به خرج دادین واینا رو خوندین.منتظر فتوکاتورهایی ازشهید بهشتیان جان باشید.فعلا خداحافظ![]()
![]()
![]()
![]()
سلام بچه ها میدونم خیلی دیربه دیر آپ میکنم.اما خیلی دلم گرفته.آخه فقط ۱۴ روز دیگه مونده.ثانیه ها تن تن دارن میگذرن.![]()
چقد واقعا زود میگذره.انگار همین دیروز بود که خوشحال بودیم که دیگه راحت شدیم.باز دوباره مدرسه شروع شد.باز دوباره غرغرکردن های مامان وبابا وحرفای تکراری که هوی احسان پاشو درس بخون.مردی دیگه اینقد پای اینترنت نشستی.تو میخوای سال دیگه کنکور امتحان بدی.ازاینترنت چی گیرت میاد.
تو میخوای آقا دکتر شی.خبر ندارن که بابا دکتر شدن به این مفتیا نیس.هی باز دوباره برو تو مدرسه به هزار امید که بچه هارو ببینی دلت واشه اما چه فایده تا میری تومدرسه گیر دادنا شروع میشه.
ناظم:هوی باتوام واسه چی موهاتو سیخ سیخ کردی.چرا ریختی رو صورتت.فردا میری کوتاه میکنی.(یکی نیس بگه خوب آخه اگه مدل موهای من غربیوشلوار تن شمام غربیه.پس بدو برو دربیار یه لباس محلی بپوش یه شال کمرم دورش.بعدم آخه کی به بچه دبیرستانی گیر میده.)![]()
![]()
ازاونور رییس مدرسه:سلام امیدوارم امسال دیگه شلوغیاتو بذاری کنار.به درست بچسبی.چون امسال سال سرنوشت سازه.(خوب یکی نی بگه آخه امسال بهترین سال تحصیلی یه دانش آموز میتونه باشه.سوم دبیرستان.حالا میخواین این شادی رو هم ازما بگیرین.فقط درس درس درس.)![]()
دبیرها:چرا دیراومدی.بدو برو از دفتر نامه بگیر بیار.باز هلک هلک برو دفتر باز غرغرهای اونارو گوش کن.چرا دیر کردی.امسال دیگه تصمیم داریم که به شدت برخورد کنیم.اگه کسی دیر بیاد دیگه بهش نامه نمیدیم.بعد یه دانش آموز دیگه میاد:آقا ببخشید دیر کردم.بعد بهش میگن:نخیر اختیار دارین.مشکلی نیس پسرم.اما سعی کن ازاین به بعد دیر نکنی.بیا اینم نامه.(آخه من موندم چرا همیشه برخوردای شدید بامن میشه.)![]()
![]()
و... گیرهای دیگه که دیگه اونقد زیاده که یادم نمیاد.
خوب ولش کن ما که فعلا به همین ۱۴ روزم قانعیم وخوش میگذرونیم.اما حیف که دوران خوشیامون مثل حرکت عقربه ثانیه شمار تن تن میگذره.
۱۴
۱۳
۱۲
۱۱
۱۰
۹
۸
۷
۶
۵
۴
۳
۲
۱
وشروع میشه بدبختیامون.
راستی ازاین حرفا که بگذریم.حیدر قراره بیاد.با یه پست باحال که حالا میبینین.![]()
اندر احوالات بکس اخراجی
نشستم پای نت روزی به غم باد بدیدم آمده نامی زسمپاد
**************
بگفتم این وب است؟نامش ز سمپاد چرا پس کرده از بکس خودش یاد؟
**************
بگفتم چه وبی به به چه نامی چرا ما نیاریم همچین کلامی
**************
برفتم من سراغ بکس باحال که ازمابعد ازاین پرسند سوال
**************
همه ملت بمانند تو کف ما بشد اخراجیای سمپاد نام ما
بوسان الشعرا![]()