تبليغاتX
اخراجی های سمپاد

اخراجی های سمپاد

ما را به حال خویش گذاری وبگذرید

ببخشید که من تاحالا هیچ پستی نذاشته بودم تووبلاگ .آخه سرم به

یک دلیل شخصی که نمیتونم بگم خیلی شلوغ بود.تبریک میگم قهرمانی

صباباتری رو درجام باشگاه های بسکتبال آسیا.اینم یه عکس که اصلا ربطی

به اون بازی نداره.چون توش عکس ژوسف بود گذاشتم.عجب دندونای

خوفی داره ها!!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 31 اردیبهشت1386ساعت 20:0  توسط سعید  | 

سلام من آمدم.امتحان شیمی مو خراب کردم  والان اومدم پشت کامپیوتر

نشستم.فردام امتحان زیست دارم.درضمن حتما تو نظرسنجی ماشرکت  کنین.یادتون نره ها!!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 31 اردیبهشت1386ساعت 19:35  توسط اخراجی ها  | 

                           "مه"

بيابان را، سراسر، مه فرا گرفته است.

چراغ قريه پنهان است

موجي گرم در خون بيابان است

بيابان، خسته

لب بسته

نفس بشكسته

در هذيان گرم عرق مي ريزدش آهسته

از هر بند.

***

(( بيابان را سراسر مه گرفته است. [ مي گويد به خود عابر ]

(( سگان قريه خاموشند.

(( در شولاي مه پنهان، به خانه مي رسم. گل كو نمي داند. مرا ناگاه

[ در درگاه مي بيند. به چشمش قطره

[ اشكي بر لبش لبخند، خواهد گفت:

(( - بيابان را سراسر مه گرفته است... با خود فكر مي كردم كه مه، گر

[ همچنان تا صبح مي پائيد مردان جسور از

[ خفيه گاه خود به ديدار عزيزان باز مي گشتند. ))

***

بيابان را

سراسر

مه گرفته است.

چراغ قريه پنهانست، موجي گرم در خون بيابان است.

بيابان، خسته لب بسته نفس بشكسته در هذيان گرم مه عرق مي ريزدش

[ آهسته از هر بند...

*****

شاملو

+ نوشته شده در  جمعه 28 اردیبهشت1386ساعت 13:30  توسط مسعود  | 

             

                 TinyPic image

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 اردیبهشت1386ساعت 22:29  توسط اخراجی ها  | 

 

           شاید که دیگه نتونم تا بعد امتحانا مطلب بذارم.

           حالا شایدم چند وقت یه بارتونسنم مطلب بذارم.

           ولی فعلا به امید دیدارتا۲۷/۱۰/۱۳۸۶

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 اردیبهشت1386ساعت 19:25  توسط اخراجی ها  | 

میخوام براتون یکی ازشعرهای زیبای مهدی اخوان ثالث(شاعرموردعلاقه من)براتون بذارم که اگه ۱۰۰ بارهم این شعروکسی بخونه فکرنمیکنم خسته بشه:

       زمستان

   مهدي احوان ثالث - م. اميد  - شاعران و نويسندگان ايران - آواي آزاد -  عاشقان را خبر كنيد

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
سرها در گریبان است
کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را
نگه جز پیش پا را دید ، نتواند
که ره تاریک و لغزان است
وگر دست محبت سوی کسی یازی
 به کراه آورد دست از بغل بیرون
 که سرما سخت سوزان است
نفس ، کز گرمگاه سینه می اید برون ، ابری شود تاریک
 چو دیدار ایستد در پیش چشمانت
نفس کاین است ، پس دیگر چه داری چشم
ز چشم دوستان دور یا نزدیک ؟
 مسیحای جوانمرد من ! ای ترسای پیر پیرهن چرکین
هوا بس ناجوانمردانه سرد است ... ای
دمت گرم و سرت خوش باد
سلامم را تو پاسخ گوی ، در بگشای
منم من ، میهمان هر شبت ، لولی وش مغموم
منم من ، سنگ تیپاخورده ی رنجور
 منم ، دشنام پس آفرینش ، نغمه ی ناجور
نه از رومم ، نه از زنگم ، همان بیرنگ بیرنگم
بیا بگشای در ، بگشای ، دلتنگم
حریفا ! میزبانا ! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد
 تگرگی نیست ، مرگی نیست
صدایی گر شنیدی ، صحبت سرما و دندان است
من امشب آمدستم وام بگزارم
 حسابت را کنار جام بگذارم
چه می گویی که بیگه شد ، سحر شد ، بامداد آمد ؟
فریبت می دهد ، بر آسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست
حریفا ! گوش سرما برده است این ، یادگار سیلی سرد زمستان است
و قندیل سپهر تنگ میدان ، مرده یا زنده
به تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندود ، پنهان است
حریفا ! رو چراغ باده را بفروز ، شب با روز یکسان است
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
هوا دلگیر ، درها بسته ، سرها در گریبان ، دستها پنهان
نفسها ابر ، دلها خسته و غمگین
درختان اسکلتهای بلور آجین
زمین دلمرده ، سقف آسمان کوتاه
غبار آلوده مهر و ماه
زمستان است

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 اردیبهشت1386ساعت 13:44  توسط اخراجی ها  | 

                TinyPic image

      سلام به همه اول می خواستم برای شروع همه بروبچو به ترتیب

                           درجه شرارت معرفی کنم:

۱.احسان

 

نام:احسان

TinyPic image

القاب:اسی طلا،اسی بولدوز،اسی تنگستن،کیارش کامیار،کیا

سن:5/16

سمت:رییس وبلاگ

کلاس:دوم دبیرستان

بهترین نمره ی انضباط:5/18

بدترین    "         "    :14

افتخارات:

درکلاس اول ابتدایی:خونی کردن گوش یکی ازهمکلاسی ها

"   "     دوم    "    :شکستن سر یکی ازهمکلاسی هابا سگک کمربند

"   "     چهارم "   :  "        "     "   "       "        " آجر(دراین مورد بدترین کتک عمرم  رو ازمعلممون خوردم)

درکلاس دوم راهنمایی:شکستن تمام شیرهای مدرسه که دراین مورد

بچه های کلاس ازشدت شکنجه مجبور به اعتراف جلوی ناظم شدند(هنوز ناظممون نگفته بود کی شکسته بچه های کلاس همه یکدل ویکصدا گفتند:اون)

ودرسالهای دیگر افتخارات دیگری مثل انداختن کفشهای بچه ها درسطل آشغال و... که بهچشم نمیاد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 اردیبهشت1386ساعت 20:20  توسط اخراجی ها  | 

نام:سعید

 

TinyPic image

 

القاب: سید،سعیدرضازاده

سن:16

کلاس: دوم دبیرستان

بهترین نمره ی انضباط:17

بدترین نمره ی انظباط:5/15

افتخارات:

درکلاس چهارم ابتدایی :شکستن دوعدد ازدندان های شخصی درپارک

درکلاس اول راهنمایی :حمل موادمحترقه

درکلاس دوم دبیرستان:شکستن مهتابی کارگاه هنر

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 اردیبهشت1386ساعت 19:21  توسط اخراجی ها  | 

نام: مجتبی

 

TinyPic image

 

القاب:استیل،رسول خادم

سن:16

کلاس:دوم دبیرستان

بهترین نمره ی انضباط:18

بدترین نمره ی انضباط5/16

افتخارات:

درکلاس پنجم ابتدایی :خونی کردن گوش یکی ازهمکلاسی ها

درکلاس پنجم ابتدایی:پنچر کردن ماشین دبیر دینی

و…

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 اردیبهشت1386ساعت 19:16  توسط اخراجی ها  | 

نام:مسعود

 

TinyPic image

 

القاب: پروف،جی جی

سن:16

کلاس: دوم دبیرستان

بهترین نمره ی انضباط:19

بدترین نمره ی انظباط:17

افتخارات:

درکلاس چهارم ابتدایی :گوش وایستادن دم دفتر مدرسه(که به گفته ی خودش حسابی باخط کش آهنی کتک خورده)

درکلاس سوم راهنمایی:دعواهمراه بامجتبی با یک کله گنده درکلاس زبان

و...
+ نوشته شده در  دوشنبه 17 اردیبهشت1386ساعت 19:14  توسط اخراجی ها  |